۱۳۸۹ فروردین ۹, دوشنبه

حرفی بزن


صدای تو

فرصت شعرهای من است

تا کلماتشان را

از دهانِ تو بچینند

و شکلِ لب های تو باشند

حرفی بزن

ترانه هایم

در تاریکی گم شده اند.

27/12/88

۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

اما خیلی چیزها گذشت بینِ ما بدون کلمه، بدون صدا


دیشب

پدرم

قوی ترین مردِ دنیا

دانه دانه

قرن ها را خم کرد

تا من

کنجکاوترین کودکِ بی خواب

بال های بلوری

فرشته ی غمگینی را

نوازش کنم.

8/9/86


۱۳۸۹ فروردین ۷, شنبه


روزی این زخم

دهان باز می کند

می دانم

اما امروز

بگذار فراموش کنم

که نشد

که نتوانستم.

۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

کرمِ کارخانه ی ابریشم


برگِ سبزِ من

برگِ ساعتِ سبزِ من

در انتظارِ پروانه شدن

چند روز را خواهم جوید؟

30/5/86

۱۳۸۹ فروردین ۲, دوشنبه

مستی عشق نیست در سرِ تو*


بهانه ایی هستم

برای مرورِ عشق هایی

که از دست داده ایی

برای حسرت

برای سال هایی

که لای تکه های یخ

نگاهم داری.

2/1/89


*حافظ

۱۳۸۸ اسفند ۲۷, پنجشنبه

در خزانه به مُهرِ تو و نشانه ی تست*


با کلمات می رقصیدم

و تو شعرِ من بودی

از کنارم رفته ایی

و رقص

دلِ شادی می خواهد

که نیست.

27/12/88


- عاشق درگیر است، غرقِ یک نقش، همچون یک تندیس.1


*حافظ
1- رولان بارت از کتابِ (سخنِ عاشق)

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه


نمی توانم شعرم را

از کلمات عاشق پس بگیرم

تو که می دانی

دیوانه که شوند

هر کاری می کنند.

23/12/88


- نمی توانم درباره ی شعرم قضاوت کنم، تنها می توانم بیانش کنم درست در همان لحظه ایی که خواستار بیان شدن است؛ درست در همان لحظه ایی که در انتظار یافتن کلماتم نفس می کشد و پیر می شود. مگر می شود انتخاب کنم که به کدام یک از گل های تشنه آب بدهم و به کدام نه؟

- اشتباه می کنم؟ نشانم بده، کجایش؟

۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

روزِ جهانی زن


گره کوریست قلبم

با دندان باز نمی شود.

8 مارس


- روزها و شب های زیادی مانده که کتاب ها را برایشان ساخته اند، نه؟

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه


خفاشی خوابیده در خنده هایم

نمی دانم کی

بیدار می شود.

14/12/88


- شعر هایی می خواهم که مرا در هیچ اندیشه و احساسی نگاه ندارند که هم تلخ باشند هم نه، شعرهایم ولی دارند غرقم می کنند.

- احوال پرسی که نشد حرف، با من حرف بزن.